مردم خواسته دنیا خرده گیاهى است خشک و با آلود که از آن چراگاه دورى‏تان باید نمود . دل از آن کندن خوشتر تا به آرام رخت در آن گشادن ، و روزى یک روزه برداشتن پاکیزه‏تر تا ثروت آن را روى هم نهادن . آن که از آن بسیار برداشت به درویشى محکوم است و آن که خود را بى نیاز انگاشت با آسایش مقرون . آن را که زیور دنیا خوش نماید کورى‏اش از پى در آید . و آن که خود را شیفته دنیا دارد ، دنیا درون وى را از اندوه بینبارد ، اندوه‏ها در دانه دل او رقصان اندوهیش سرگرم کند و اندوهى نگران تا آنگاه که گلویش بگیرد و در گوشه‏اى بمیرد . رگهایش بریده اجلش رسیده نیست کردنش بر خدا آسان و افکندنش در گور به عهده برادران . و همانا مرد با ایمان به جهان به دیده عبرت مى‏نگرد ، و از آن به اندازه ضرورت مى‏خورد . و در آن سخن دنیا را به گوش ناخشنودى و دشمنى مى‏شنود . اگر گویند مالدار شد دیرى نگذرد که گویند تهیدست گردید و اگر به بودنش شاد شوند ، غمگین گردند که عمرش به سر رسید . این است حال آدمیان و آنان را نیامده است روزى که نومید شوند در آن . [نهج البلاغه]
 
جمعه 88 اردیبهشت 25 , ساعت 6:0 عصر
امام علی (ع) :  در گذشته یک برادر خدایی[ و دینی] داشتم [ که توصیفش چنین بود ] :  آنچه او را در نظرم بزرگ جلوه می داد کوچکی دنیا در نظر او بود . او از تحت حکومت شکمش خارج شده بود  آنچه نمی یافت اشتهایش نداشت . و از آنچه می یافت زیاد مصرف نمی کرد . اکثر اوقات زندگیش ساکت بود .  اگر سخن می گفت بر گویندگان چیره بود و عطش پرسش کنندگان را فرو می نشاند . ضعیف و مستضعف بود  اگر کاری جدیبه میان می آمد همچون شیر بیشه می خروشید و مانند مار بیابانی به حرکت می آمد .  پیش از حضور در محکمه قضاوت دلیل اقامه نمی کرد . هیچکس را نسبت به کارش در آنجا که امکان داشت عذری داشته باشد قبل از استماع عذرش ملامت نمی نمود .  از هیچ دردی جز هنگام بهبودی شکایت نمی کرد .  سخنی را می گفت که خود انجام می داد و چیزی که عمل نمی کرد نمی گفت اگر در سخن گفتن مغلوب می شد در سکوت کسی بر او غلبه نمی یافت بر شنیدن حریصتر بود تا گفتن .  هرگاه دو کار برایش پیش می آمد می اندیشید که کدام به هوا و هوس نزدیکتر است با آن مخالفت می ورزید.  بر شما باد به داشتن این اخلاق نیک از یکدیگر در داشتن آنها سبقت گیرید . و اگر قدرت انجام همه آنها را ندارید . بدانید انجام کمی از آن بهتر از ترک بسیار است .
289 -  وقال [ع ] : کان لی فیما مضی اخ فی الله ،  و کان یعظمه فی عینی صغر الدنیا فی عینه و کان خارجا من سلطان بطنه ،  فلا یشتهی ما لایجد و لا یکثر اذا وجد و کان اکثر دهره صامتا ،  فان قال بذ القائلین و نقع غلیل السائلین و کان ضعیفا مستضعفا  فان جاء الجد فهو لیث غاب ، و صل واد ،  لا یدلی بحجه حتی یاتی قاضیا و کان لا یلوم احدا علی ما یجد العذر فی مثله ، حتی یسمع اعتذاره ،  و کان لا یشکو وجعا الا عند برئه ، و کان یقول ما یفعل و لا یقول ما لا یفعل ، و کان اذا غلب علی الکلام لم یغلب علی السکوت ، و کان علی ما یسمع احرص منه علی ان یتکلم ،  و کان اذا بدهه امران ینظر ایهما اقرب الی الهوی فیخالفه ،  فعلیکم بهذه الخلائق فالزموها و تنافسوها فیها ، فان لم تستطیعوها فاعلموا ان اخذ القلیل خیر من ترک الکثیر
نهج البلاغه

پنج شنبه 88 اردیبهشت 24 , ساعت 5:26 عصر
   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ