سفارش تبلیغ
صبا ویژن
نیکوترین خوى زنان زشت‏ترین خوى مردان است : به خود نازیدن و ترس ، و بخل ورزیدن . پس چون زن به خویش نازد ، رخصت ندهد که کسى بدو دست یازد ، و چون بخل آرد ، مال خود و مال شویش را نگاه دارد ، و چون ترسان بود ، از هر چه بدو روى آرد هراسان بود . [نهج البلاغه]
 
چهارشنبه 86 خرداد 16 , ساعت 11:50 صبح

 

این ماجرا را تقریبا تمام کتابهایى که به احوال امام رضا(ع) و جریانهاى خط سیرش به «مرو» پرداخته‏اند، نقل کرده‏اند. هنگام ورود به نیشابور دو حافظ قرآن به نامهاى «ابوزرعه رازى‏» و «محمد بن اسلم طوسى‏» همراه با تعداد بیشمارى از دانشجویان سر راهش را گرفتند تا چشمشان به جمال رویش روشنى گیرد. مردم بسیارى به استقبال آمده بودند، برخى فریاد مى‏زدند، برخى دیگر از خوشحالى جامه خود را بر تن مى‏دریدند، عده‏اى روى زمین در مى‏غلتیدند، عده‏اى هم سم استر امام را در آغوش مى‏کشیدند و بالاخره جمعى نیز گردنها را به سوى سایبان محملش کشیده، هر کس به نحوى احساسات خود را ابراز مى‏کرد. روز به نیمه رسید و از چشمان مردم همچنان سیل اشک سرازیر بود. بالاخره چند تن از راهنمایان فریاد برآوردند که: «اى مردم، همه سکوت اختیار کرده گوش فرا دهید. پیغمبر اسلام(ص) را با ازدحام بر گرد فرزندش آزار مدهید. . . »

در آن هنگام امام(ع) حدیثى را با ذکر سلسله سند طلائیش که مشهور است، براى مردم چنین بازگو کرد:

خدا مى‏فرماید: «کلمه توحید یعنى لا اله الا الله دژ من است، هر کس وارد این دژ شود، از عذاب ایمن است‏».

امام این را بگفت و مرکبش از جا حرکت کرد، آنگاه دوباره سر از سایبان مرکب بیرون آورده افزود: «اما با رعایت‏شروط آن که من خود از جمله شروط آن هستم‏».

در آن روز تعدادى بالغ بر بیست هزار نفر قلم و دوات به دست داشتند که حدیث امام را مى‏نوشتند. آرى، و بدینگونه مورخان رویداد معروف نیشابور را یادداشت کرده‏اند. (1)

سند ولایتعهدى که مامون آن را به خط خویش نوشته، ضمن تعبیرهایى بازگو کننده موقعیت و سجایا در شخصیت امام است. مثلا مامون چنین مى‏نویسد: «. . . چون او بدید فضیلت درخشانش، واکنش چشمگیرش، پارسایى برجسته‏اش، زهد سره‏اش، کناره‏گیریش از دنیا، و خلاصه خویشتن‏داریش از مردم را و بر وى (مامون) ثابت گردید اخبارى که پیوسته درباره او با هماهنگى مضمون شنیده مى‏شد، زبانهایى که بر او اتفاق سخن داشتند، و چون در او فضیلت را به حد عالى، زنده و کامل یافت. . . »

و به نوشته النجوم الزاهره، امام رضا «سرور بنى هاشم و گرانقدرترین آنها در زمان خود بود. مامون او را بسیار گرامى مى‏داشت، در برابرش بسى کرنش مى‏کرد. . . » (2)

منبع:

http://www.hawzah.net/Per/E/do.asp?a=EAJFCC.htm


چهارشنبه 86 خرداد 16 , ساعت 11:49 صبح

 

یکى از دستورهاى مامون براى آوردن امام به «مرو» آن بود که «رجاء بن ابى‏ضحاک‏» را مامور کرده بود تا خط سیر او را بصره، اهواز و فارس قرار بدهد و هرگز از راه کوفه، جبل و قم، امام را نیاورد.

علت این دستور هم واضح بود. زیرا اهل کوفه و قم شیعه بودند و در مهرورزى نسبت‏به علویان و اهلبیت معروف بودند، بویژه کوفه که از حساسیت ویژه‏اى در قلمرو حکومتى برخوردار بود.

مامون نمى‏خواست امام(ع) با عبور از این شهرها بیشتر آنان را تحت تاثیر قرار دهد و بر شیفتگیشان بیش از پیش بیفزاید.

بر عکس، مردم بصره شدیدا هواخواه عثمان بودند و عباسیان نیز در این شهر از موقعیت‏بسیار خوبى برخوردار بودند. همین اهل بصره بودند که خانه‏هایشان به دست زیدالنار، فرزند امام کاظم(ع)، طعمه آتش گردید.

منبع:

http://www.hawzah.net/Per/E/do.asp?a=EAJFCB.htm


<      1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ